گاهی تو تاریکیات گیر میوفتی و انقدر عمیقن که فکر میکنی داره تورو از پا درت میاره
انگار داره تورو میبلعه و راهی به بیرون ،
به نور،
به روشنایی نداری
گیر افتادی بین گرگ و میشهایی که یک روزی با همه توانت میخواستی ازشون رد بشی و به جهانِ بعد از اون برسی
اما بعد میفهمی که دفن شدی تا کاشته بشی،
ریشه کنی،
جَوونه بزنی،
و سبز بشی
برچسب:
نویسنده: بنیامین میرزایی